مرتضى مطهرى

119

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نيست ، زيرا گبر و ترسا و يهود اجازه داشتند آيين خود را نگاه دارند و فقط مجبور به دادن جزيه بودند . و اين ترتيب كاملًا عادلانه بود ، زيرا اتباع غير مسلم خلفا از شركت در غزوات و دادن خمس و زكات كه بر امت پيامبر فرض بود معافيت داشتند . » در صفحهء 306 و 307 پس از اينكه شرحى راجع به انقراض دين زرتشتى بحث مىكند ، مىگويد : « اگرچه اخبار راجع به كسانى كه تغيير مذهب دادند قليل است ، لكن همين حقيقت كه تا سه قرن و نيم بعد از فتح اسلام اين گونه موارد پيش آمده است گواه روشنى است بر اينكه ايرانيان از روح تحمل و گذشت فاتحين بهره‌مند بودند و اين امر خود دال بر اين معنى است كه ايرانيان آيين خود را به صلح و سلم و لااقل تا حدى به تدريج تغيير داده‌اند . » ادوارد براون از دوزى ( مستشرق معروف هلندى ) در كتاب اسلام نقل مىكند كه : « مهمترين قومى كه تغيير مذهب دادند ايرانيان بودند ، زيرا آنها اسلام را نيرومند و استوار نمودند نه عرب ، و از ميان آنها بود كه جالبترين فرق اسلامى برخاسته است . » عكس العملى كه ايرانيان در برابر اسلام نشان دادند آنچنان موافق و لبريز از عشق و علاقه بود كه جاى اين نيست گفته شود احساسات ملى يا احساسات مذهبى كهن آنها را وادار كرده است كه در زير پردهء تشيع عقايد مذهبى كهن خويش را اشاعه دهند . قبلًا شرح داديم كه يكى از علل شكست ايرانيان با آنهمه نيرو و قدرت و عظمت ، ناراضى بودن مردم ايران از حكومت و آيينشان بود . مردم ايران از آنها به ستوه آمده بودند و آمادگى كامل داشتند براى اينكه مأمنى بيابند و اگر بانگ عدالت و حقيقتى بشنوند به سوى آن بشتابند . گرايش فوق العادهء ايرانيان به مزدك نيز علتى جز نارضايى نداشت . قبلًا نيز اشاره كرديم كه وضع زردشتىگرى در ايران آنچنان دچار فساد و انحراف و مورد بىعلاقگى مردم شده بود كه فرضاً اسلام به ايران نيامده بود ، مسيحيت ايران را تسخير مىكرد . باز براون از دوزى مستشرق هلندى چنين نقل مىكند :